شهادت یا گواه
1.شرایط شهادت یا گواه:
2.شرایط شاهد:
3. آیا می توان کسی را که با شخصی نسبت دارد شهادتش نسبت به ان شخص قبول کرد؟ یا نمی توان شهادت اقوام نسبت به شخص را قبول کرد؟ (مثلاض برادر برای برادر یا پدر برای فرزند شهادت دادن) مانع نیست و ارزش و تشخیص آن شهادت به عهده دادگاه می باشد پس اقوام می تواند برای شخص شهادت بدهد لذا تأیید و تشخیص آن با دادگاه می باشد.
شهادت یا بینه که معنای اعم دارد و اخص:
یکی از دلایل اثبات دعوا شهادت است. قبلاً در مقابل سند رسمی شهادت را نمی پذیرفته اما از سال 61 تا 72 شهادت را به طور اعم پذیرفت به طوری که با شهادت می توان سند رسمی را از کار انداخت.
بررسی اینکه شهادت چه شرایطی دارد، شهود چه شرایطی دارد و چطور می توان آنرا رد کرد. چطور می توان ان را پذیرفت:
شهادت یعنی چه: کسی که در مرجع قضایی با توجه به دیده ها و شنیده ها و محسوسات خود به نفع یکی و به ضرر دیگری اخباری را می دهد شهادت گویند.
بینه: یعنی دلیل، برهان، یعنی هر چه که حقیقت یا ادعایی را اشکار کند و معنای عام آن است و بینه به معنای خاص که به معنای شهادت است. (پس بینه در معنای خاص یعنی شهادت یا گواهی و دلیل شرعی ولی در معنای عام یعنی آنچه که حقیقت یا ادعایی را آشکار کرده یا بیان می کند مثلاً سندی که اشکار کننده حق شما باشد، مثلاً خط ترمز خودروی که آشکار کننده و بیان کننده این است که شما در تصادف ترمز گرفتید.
یک قاعده ای هم است: بینه و شهادت به عهده مدعی است که باید بیاورد تا ادعای خود را ثابت کند و سوگند با منکر است اگر مدعی شهادت یا دلیلی نداشته باشد و منکر بگوید من این کار را نکردم و سوگند یاد کند ، تبرئه می شود. ( بینه با مدعی سوگند)
قسمت ها یا شقوق یا روش های گواهی:
1.گواهی مستقیم یا گواهی اصلی: این که شخص گواه خودش رأساً شاهد ماجرا باشد. خودش دیده یا شنیده به طور مستقیم حس کرده. مثلاً می گوید؛ خودم دیدم فلانی با دست خودش او را کشت. یا می گوید: من خودم شنیدم که فلانی به فلانی فحش و ناسزا می داد.
(پس گواهی که شخص ضاهد خودش رأساً دیده، شنیده و حس کرده را گواهی مستقیم می گویند )
یعنی واسطه ای بین گواه و گواهی دهنده نیست.
2.گواهی غیرمستقیم: یا گواهی بر گواه: مثلاً شخصی ماجرایی را دیده ولی نمی آید آنرا در دادگاه شهادت بدهد ولی در مجلسی می نشیند و ماجرا را تعریف می کند و تعدادی می شنوند و می گویند که ما شنیدیم و شهادت می دهیم که فلانی می گفت من دیدم که فلانی فلانی را کشت و آنها می آیند در دادگاه شهادت می دهند. یا در دادگاه شهادت می دهند که ما شنیدیم که فلانی می گفت: من دیدم که فلانی شند را پاره کرد.
شرایط اعتبار گواهی: شاهد یا گواه باید چه شرایطی داشته باشد:
مادده 233 دادرسی مدنی: شرایط گواه در برگ های کپی گرفته شده است:
شرایط گواه یا شاهد:
1.ماده 155 آیین دادرسی کیفری : اگر طبق این ماده شاهد شرایط شهادت را نداشت بعنوان اماره از او استفاده می شود.
1.بلوغ : شخص شاهد باید بالغ باشند. یعنی سن چه پسر و چه دختر باید 15 سال باشد. (شهادت آدم صغیر پذیرفته نیست ماده 1314 مدنی)
نکته: شهادت طفل زیر 15 سال را بعنوان اماره از ان استفاده می کنند ولی برای شهادت باید این شاهد 15 سال تمام باشد. (نگفته شمسی یا قمری). بنابرای از شهادت طفل زیر 15 سال و صغیر تنها برای اثبات یک قضیه به عنوان دلیل شرعی محکم مورد استفاده قرار نمی گیرد ولی بعنوان اماره از شهادتش استفاده می شود و به عنوان دلیل شرعی محکم که به استناد آن بتوان فردی را تبرئه کرد یا محکوم کرد مورد استفاده قرار نمی گیرد.
ماده 239 قانون مجازات اسلامی: به شهادت طفل ممیز اعتبار داده است (مطالعه شود)
2. عاقل باشد: شهادت آدم دیوانه دائمی را قبول ندارند ولی دیوانه ادواری را دورانی که سالم است و حالش خوب است شهادتش را می پذیرند و زمانی که حالش خوب نیست شهادتش را نمی پذیرند.
شهادت سفیه: قابل قبول است زیرا سفیه تنها در امور مالی خود نمی تواند دخالت کند.
آدم فراموشکار: شهادتش قبول نیست
آدم ابله: شهادتش قبول نیست. آدم معتاد شهادتش قبول نیست. مجنون دائمی شهادتش قابل قبول نیست . مجنون ادواری زمانی که سالم باشد شهادتش قبول است و زمانی که دیوانه باشد شهادتش قبول نیست.
3.ایمان داشته باشد: شهادت کسانی که ایمان ندارد مثلاً فرد چینی باشد و بگویند ما دیدیم این دو نفر طلاها را از طلافروشی بردند، شهادت اینطور افراد بعنوان دلیل محکم شرعی مورد استفاده قرار نمی گیرد ولی بعنوان اماره می توان از آن استفاده نمود.
شهادت غیر مسلمان علیه غیرمسلمان، مثلاض یهودی علیه مسیحی شهادت بدهد شهادتش پذیرفته است ولی علیه مسلمان بعنوان دلیل شرعی پذیرفته نیست اما به عنوان اماره از آن استفاده می شود. (ایمان داشته باشد: ایمان به روز جزا و پیامبر اسلام و اعتقاد به خدا داشته باشد)
شهادت ادیان علیه ادیان دیگر پذیرفته است( مسیحی علیه یهود)
نکته: مسلمان علیه ادیان دیگر پذیرفته است ولی ادیان غیرمسلمان دیگر علیه مسلمان پذیرفته نیست اما به عنوان اماره از آن استفاده می گردد.)
4.عدالت داشته باشد:
عدالت از نگاه قانون تبصره 3 ماده 155 قانون آیین دادرسی کیفری: باید در دادگاه ثابت شود که فرد شاهد سابقه فسق و اشتهار ندارد.
5.شاهد باید حلالزاده باشد. یعنی مولد باشد یعنی تولد شاهد باید حلالزاده باشد و زنازاده نباشد.
6.عدم وجود انتفاع شخصی برای شاهد یا دفع ضرر از وی: شاهدی که دارد شهادت می دهد نباید خودش نفع شخصی داشته باشد یا اگر شهادت داد ضرری از وی ( خود شاهد) دور شود. یعنی حکم صادره بر اساس شهادت شاهد باعث شود نفعی به شاهد برسد یا باعث شود ضرری از وی دور گردد. ( مثلاً شریک علیه شریک شهادت بدهد چونکه نفع شخصی دارد پذیرفته نمی شود)
241 دادرسی مدنی مطالعه گردد: تشخیص ارزش و تأثیر گواهی با دادگاه می باشد: البته هر گاه شاهد تمام شرایط شهادت را دارد دادگاه باید بپذیرد شهادتش را و ماده 241 بدون کاربرد می شود. اما در زمانی که اماره است تشخیص ارزش و تأثیر با دادگاه می باشد.
چگونه بایستی تشخیص داد که نفع شخصی دارد شهادت شاهد برای خود یا نه؟ یک ملاکی است: بند و ماده 91 دادرسی مدنی
7.عدم وجود دشمنی دنیوی بین شاهد و طرفین دعوا: مانند بند ه ماده 91 دادرسی مدنی: اختلاف و دشمنی بین دادرس و یکی از طرفین دعوا و ...
8.عدم اشتغال به تکدی گری و ولگردی: کسی که تکدی گری می کند با نشان دادن چک پول می آید و شهادت می دهد یا ادم معتاد و ولگرد با دادن مقداری پول یا مواد به وی شهادت می دهد.
نکته کلی: هر شاهدی که شرایط شهادت نداشته باشد از شهادت او بعنوان اماره استفاده می شود ولی شهادتش بعنوان دلیل شرعی محکم برای دادن حکم و تبرئه کردن مورد استفاده قرار نمی گیرد.
رابطه خویشاوندی شاهد با طرفین => اگر شخصی آمدشهادت بدهد تا با یکی از طرفین رابطه خویشاوندی داشته باشد آیا اگر بین شاهد و یکی از طرفین دعوا رابطه خادم و مخدومی بود می توان شهادت آنها را قبول کرد یا خیر؟ بله خویشاوندان می تواند شهادت بدهند یا خادم می تواند برای مخدوم شهادت بدهد. (آیا ارزش شاهدی که رابطه خویشاوندی دارد یا کسی که رابطه خادم و مخدومی دارد با شهادتی که رابطه خادم و مخدومی با هم ندارند یکی است ).
ماده 241 دادرسی مدنی => تاثیر و ارزش شهادت با دادگاه است.
گفته شد اگر شاهد شرایط شهادت را داشته باشد قاضی باید شهادت وی را قبول و محکم صادر کند اما جایی که شاهد شرایط شهادت را نداشته باشد و اینکه آنرا تاثیر بدهند یا ندهند تشخیص آن با دادگاه است
ماده 154 دادرسی کیفری => قاضی قبل از تحقیق از شاهد ... => طبق این ماده قاضی باید کاملاً دابطه شاهد و طرفین دعوا را بررسی کند
آیا سابقه کیفری شاهد جز شرایط شاهد بود؟ خیر مثلاً شخصی بعلت صدور چک بلا محل دو سال زندان بود و در ، بررسی بعنوان شاهد حضور داشته است آیا می توان شهادتش را قبول کرد => بله اما ارزش این شهادت با دادگاه است پس اگر شاهد شرایط شهادت را داشت بر دادگاه الزام وارد است که شهادت شاهد را پذیرفته و حکم صادر کند اما اگر شاهد تمام شرایط شهادت را نداشته باشد طبق ماده 241 تاثیر ارزش شهادت با دادگاه است. مثلاً اگر پدری آمد به نفع پسرش شهادت داد قابل قبول است برای دادگاه اگر به حق شهادت می دهد آنرا قبول می کنیم.
پس => جایی که بین شاهد و طرفین دعوا رابطه خویشاوندی، رابطه خادم و مخدومی است یا شاهد شرایط شهادت را نداشت بعنوان اماره از آن استفاده می کنیم و از موارد رد شهادت نمی باشد. حتی اگر علیه خویشاوند هم شهادت بدهد، شرایطش را می پذیریم.
نکته:
شاهدی که تمام شرایط شهادت را داشت بر دادگاه الزام می باشد که شهادت شاهد را پذیرفته و حکم صادر کند اما شاهدی که شرایط شهادت را نداشت می توان از شهادت بعنوان اماره استفاده کرد و البته تاثیر ارزش آن شهادت با دادگاه 1% است.
شرایط شهادت => شرایط ماهوی دارد
=> شرایط شکلی دارد
شرایط ماهوی =>
1.شهادت باید از روی قطع و یقین باشد نه شک و تردید = م 1315 =>
2.مطابقت موضوع شهادت یا گواهی با موضوع مورد ادعا => باید موضوعی که ادعایش شده با شهادت شاهد مطابقت داشته باشد این گواهی و ادعا با هم انطباق داشته باشد.
مثال=> اگر یکی گفت فلانی ماشین ایشون را آتش زد یکی دیگه گفت آتش زد ولی با نفت آتش زد یکی دیگه گفت با بنزین بود هر دو آتش زدن یا تلف کردن را شهادت می دهند اما در لفظ آنها اختلاف است ولی در قضا مال تلف شده به شهادت ضرری زده نمی شود و شهادت آنها پذیرفته می گردد. اگر اختلاف در زمان تلف شدن و آتش زدن باشد مثلاً یکی گفت صبح آتش زد یکی گفت عصر آتش زد تشخیص و تاثیر آن طبق ماده 241 دادرسی مدنی با دادگاه است و باید از دلائل دیگر مثل سوگند هم استفاده کرد.
3.در صورتی که تعدا شهود مثلاً 3 نفر باشند و یکی شهادت می دهد فلانی 200 هزار تومان بدهکار است یکی می گوید 400 هزار تومان بدهکار است دیگری می گوید 1000000 تومان بدهکار است متن یا مفاد شهود هر سه بدهکاری است که پذیرفته می شود و اختلاف در کمتری یا بیشتری است که مبلغ کم را قبول می کند دادگاه (ماده 1317)
4.اختلاف در خصوصیات شهادت ماده 1318=>
نکته: شهادت شاهد بایستی از نظر مفاد و خصوصیات تقریباً یکی باشد اگر در حد زیاد مختلف بود به شهادت لطمه می زند.
5.شهادت ممکن است شفاهی باشد یا کتبی همه قابل پذیرش =>م1285:
232-235-236-229 دادرسی مدنی: شاهد باید در دادگاه حضور یابد و شهادتش را بگوید تا صورتجلسه شود. شاید دادگاه بخواهند از شاهد سوالاتی بکند...
با عنایت به اینکه شهادت کتبی اعتبار شهادت را خواهد داشت و دادگاه می تواند از آن بعنوان اماره استفاده کند ولی شاهد باید در دادگاه حضور یابد و شفاهی اظهارات خود را بیان کند شاید دادگاه بخواهند از شاهد سوالاتی بپرسند...
اگر جایی شاهد نمی تواند بیاید دادگاه، قاضی باید برود پیش شاهد و شهادتش را بگیرد.
=>در امور حقوقی اگر شاهد را احضار کردندو نیامد بار دوم وی را احضار می کنند اگر نیامد کاری با وی ندارد
=>در امور کیفری اگر شاهد را احضار کردند و نیامد بار دوم وی را احضار می کنند و اگر نیامد بار سوم احضار و اگر نیامد وی را با دستبند می آورند دادگاه.
توان اثباتی شهادت یا گواهی (یا در چه جاهایی شهادت می تواند ادعایی را اثبات نماید) =>
(یا شهادت در چه جاهایی عام است در چه جاهایی خاص است) یا (با چه شرایطی از طریق شهادت می توان هر ادعائی را ثابت کرد)
1.توان اثباتی گواهی بر مخالفت با سند رسمی یا سندی که اعتبار سند رسمی را پیدا کرده=>
آیا با شهادت شهود می توان سند رسمی را باطل کرد = طبق رویه قضایی در حال حاضر = با شهادت شهودی که شرایط شاهد را داشته باشند می توان سند رسمی را از کارائی انداخت. شهادت یک توان اثباتی عام دارد فقط در موارد خاصی شهادت کارائی ندارد .
شهادت طبق موارد 46 و 48 قانون ثبت=>
2.ادعاهای در خور اثبات با گواهی+ تعداد گواه =>چه ادعایی را می توان با گواهی اثبات کرد با چند نفر شاهد.
م ثبت 46 =>کلیه عقود و معاملاتی که در دفتر املاک ثبت می شود و راجع به عین یا منافع املاکی می باشد باید خرید و فروش و انتقال آن حتماً طبق بند رسمی انجام می گیرد=> یعنی اگر شما زمینی یا خانه ای دارید که سند رسمی دارد نمی توان آنرا با سند عادی خریدو فروش کرد باید طبق سند رسمی انتقال یابد
م 48 ثبت => سندی که باید به ثبت برسد و به ثبت نرسیده در هیچ یک از ادارات و دادگاه پذیرفته نمی شود:
مثال ماده 48: اگر درخواست تقسیم ترکه ای یا ارثیه ای شده باشد این ارثیه هم مال غیر منقولی است که سند رسمی دارد. اگر یک اقایی بیاید و ادعا کند حال چه از وارث باشد و چه از غیر وارث در بین این همه ماترکه مرحوم قبل از فوت این باغ را به من با سند عادی فروخته. آیا دعوا یا ادعای این فرد پذیرفته است؟ چونکه ماترکه دارای سند رسمی بوده، نقل و انتقال آن طبق ماده 48 ثبت بایستی در سند رسمی صورت گیرد. حالا که با سند عادی است قابل پذیرش نیست.
سوال ایا ایشان می تواند با شهادت شاهد این مسئله را ثابت کند و از ماترکه باغ خارج کند. یعنی اینکه مرحوم این باغ را به من فروخته؟ خیر چونکه قانون ماده 48 قانون ثبت بیان کرده سندی که باید به ثبت برسد و به ثبت نرسیده در هیچ یک از ادارات و دادگاهی پذیرفته نمی شود.
در موراد خارجی، شهادت شهود پذیرفته نیست. مثل وجود همین ماده 48 که هر نقل و انتقالی را با سند رسمی قبول کرده است.
پس در سایر دعاوی شهادت شهود برای دادگاه پذیرفتنی است و دادگاه بر اساس آن حکم صادر می کند اما در مورادی خاص مثل موارد مذکور، خرید و فروش و انتقال ملکی که دارای سند رسمی است حتماً باید طبق سند رسمی نقل و انتقال صورت پذیرد و شهادت شهود مبنی بر اینکه این خرید و فروش صحیح است و در حضور ما شاهدان صورت گرفته قابل قبول نیست برای دادگاه (ماده 46 و 48 قانون ثبت)

